اشکی که بی صداست... پشتی که بی پناست... دستی که بسته است... پایی که خسته است... دل را که عاشق است... حر?ی که صادق است... شعری که بی بهاست... شرمی که آشناست... دارایی من است... ارزانی شماست
ای آسمان!.. باور مکن . کین پیکرمحزون منم من نیستم!..من نیستم! رفت عمر من، از دست من این عمر مست وپست من : یکعمر با بخت بدش بگریستم،بگریستم ! لیک عمر پای اندر گلم،باری نپرسید از دلم من چیستم ؟من کیستم؟